traffic analysis

  1404/12/4   شعر امروز   کدخبر: 23416   نظر: 0   بازدید: 4322   خبرنگار: زهره رضوانی چاپ

سیاست هنر، سیاست شعر؛

واکاوی مسئولیت اجتماعی هنرمند از نگاه گلسرخی

سیاست هنر، سیاست شعر گلسرخی

خسرو گلسرخی در کتاب «سیاست هنر، سیاست شعر»، هنرِ بی‌تفاوت را ابزارِ تحمیق و مانیفستِ شکست می‌داند و هنرمند را به بازگشت به سویدای رنج‌های توده‌ها فرا می‌خواند.

به گزارش خبرگزاری شعر ایران-تارنا: کتاب «سیاست هنر، سیاست شعر» اثر خسرو گلسرخی، فراتر از یک نقد ادبی ساده، کالبدشکافی رادیکالِ رابطه‌ی میان فرم‌های هنری و ساختارهای قدرت است. گلسرخی در این اثر با صراحتی بی‌نظیر، مرزهای میان «هنر عافیت‌طلب» و «هنر مترقی» را ترسیم کرده و معتقد است در جهانِ استثمارزده، هیچ کلمه‌ای نمی‌تواند بی‌طرف بماند.


تکنولوژی؛ ابزار بهزیستی یا زنجیر اسارت؟


یکی از محورهای بنیادین فکری گلسرخی در این کتاب، نگاه دیالکتیکی به عصر ماشین است. او برخلاف نگاه‌های رمانتیک و واپس‌گرا، دشمن تکنولوژی نیست، اما هشدار می‌دهد که در سیستم‌های استثمارگر، پیشرفت علم به‌جای تامین «بهزیستی»، برای «اسارت» و تحقیر انسان به کار گرفته می‌شود. او مفاهیمی چون «درماندگی انسان در عصر ماشین» را کلی‌بافی‌هایی می‌داند که هدفشان سرپوش گذاشتن بر ریشه‌های طبقاتیِ رنج است تا آگاهی مردم نسبت به عوامل واقعیِ استثمار را کور کند.


تقابل «شعر رختخوابی» و «ادبیات سنگر»


گلسرخی روشنفکران را به دو جبهه تقسیم می‌کند. گروه اول، تولیدکنندگانِ «شعر رختخوابی» و عافیت‌طلب هستند؛ کسانی که هنر را امری مجرد و «تابو» می‌پندارند و در پیله‌ی رفاه خویش، بیداری مردم را مخلِ آسایش خود می‌بینند. در مقابل، او از «ادبیات مترقی» دفاع می‌کند؛ هنری که هنرمندش برای حفظ وجدان، تن به کارگری می‌دهد اما قلمش را به سوداگران نمی‌فروشد. او تاکید می‌کند که «دهان هنرمند باید با واژه بزرگ مردم یکی شود» تا بتواند رنجِ واقعی را بازتاب دهد.


نقد فرمالیسم و زبانِ لکنتیِ سانسور


نویسنده در این کتاب به شدت به هنری که «زخم را آن‌قدر باندپیچی می‌کند که دیگر دیده نشود» می‌تازد. از نظر او، پناه بردن به نمادهای گنگ و زبانِ نامفهوم، نه نشانه نبوغ، بلکه نتیجه‌ی ترس از سانسور یا تلاشی برای گمراه کردن توده‌هاست. این گونه آثار که از «خونِ زندگی» تهی هستند، تنها سلیقه مخاطبِ سانسورچی را ارضا می‌کنند و شعاعِ رابطه آن‌ها در خودشان می‌شکند و می‌میرد، چرا که مزایای رفاهِ تولیدکنندگانشان از چپاول منابع همین مردم تأمین می‌شود.


شکستِ تلقینِ شکست


گلسرخی در لایه‌های پایانی تحلیل خود، به نقد آثاری می‌پردازد که پیامِ «کاری نمی‌توان کرد» را ترویج می‌کنند. او این نمایشنامه‌ها و نوشته‌ها را ابزاری برای سیاستِ تخریب امید می‌داند. در جهانی که شهروندانش حتی «مقر پیاده‌رو» و مرزهای سرزمین خود را در فضاهای حقیر شهری گم کرده‌اند، هنر موظف است پشتوانه مبارزه باشد. از نگاه گلسرخی، هر هنری که در نهایت به «بن‌بست» ختم شود، در خدمت دشمنِ آگاهی است و هنر واقعی تنها آن است که مسیر را به سوی «حصول آزادی» بگشاید.


برشی از کتاب «سیاست هنر، سیاست شعر» 


"چنین استنباط می‌کنند که در عصر ماشین، در عصر تسخیر فضا، فضاپیماهای آسمانی و موشک، جنگ‌افزارهای اتمی، انسان، انسان خوبی نیست. هرگز نه عواطف و احساسات والای انسانی او، در قبال پیشرفت تکنولوژی مرده است. فاصله طبقات باید همچنان باقی بماند، حاکم و محکوم جبری تاریخی است همین است که هست «خودکشی» در این عصر بزرگ‌ترین و ستایش‌انگیزترین اقدام انسان است. آنکه سرمایه دارد، رغد دارد و حاکم است زندگی می‌کند و آنکه سرمایه ندارد و نمی‌تواند داشته باشد محکوم است و باید بمیرد!!...


پیشرفت علم برای اسیر آمدن انسان در زندگی نیست، شکی نیست که تکنولوژی برای اسارت نیست، برای بهزیستی، مهاد... نیروهای طبیعت، فراتر رفتن و مسلط شدن انسان بر جهان پیرامون خویش است. مسئله اینجاست که ما در کدام سیستم، تکنولوژی را مطرح و ارزشیابی می‌کنیم، در کدام سیستم آن را محکوم می‌کنیم؟ درست همین جاست که در کشورهای استثمارزده، بی آنکه به سیستم و نظام اجتماعی توجهی شود ناگهان مضمون درماندگی انسان در عصر ماشین نضج می‌گیرد.


این کلی‌بافی‌ها، این دم از زندگی ماشینی زدن، این خود را برده تکنولوژی انگاشتن، یکی از عمل‌های خاصی است که سخت رواج گرفته است و حتی نادانسته در انشای دانش‌آموزان نیز متأسفانه راه یافته: این تضاد دشمن آگاهی بوده، با ادبیات مبارز است. تلاش بازدارنده است، هرس مبارزه، تلاش و پیگیری را برای شناسایی عوامل استثمار و علل آن تاریک می‌کند. انحطاط اخلاقی جامعه را مسئله‌ای موجه جلوه می‌دهد. شعار باعث خالی در برابر ستمگران را گسترش می‌دهد، هراس و واهمه‌ای جهنی را برای مبارزه دامن می‌زند زیرا که کارخانه‌های اسلحه‌سازی نیز به حساب تکنولوژی کشورها و تکامل و پیشرفت تکنیک و ماشین گذاشته شده است! این ساختمان و مدل تحقیر و «بن‌بست» را باید درهم شکست، زیرا که در چند سال اخیر ما در حیطه..."


اتمام خبر/

اخبار پیشنهادی

برچسب ها: خسرو گلسرخی

اشتراک گذاری :

اخبار مرتبط

    نظرات


    لطفا نظرات خود را به فارسی بنویسید و از الفبای لاتین خودداری کنید.