traffic analysis

  1405/5/26   کلاسیک   کدخبر: 23432   نظر: 0   بازدید: 1204   خبرنگار: فهمه علمداری چاپ

به قلم محسن باقری اصل:

در نوسان؛ مانیفستی علیه عاشقانه‌های ویترینی

محسن باقری اصل نقد در نوسان
محسن باقری اصل نقد در نوسان

در یادداشتی تحلیلی پیرامون مجموعه غزل‌های "در نوسان"، نویسنده به کالبدشکافی نگاه نوین پروانه شیرازی (لعیا) می‌پردازد؛ شاعری که در این اثر، عشق را از هاله قداست خارج کرده و با تیغ واقع‌گرایی، حقیقتِ لخت و عریانِ انسان معاصر را به تصویر می‌کشد.

به گزارش خبرگزاری شعر ایران-تارنا:«مجموعه "در نوسان" پیش از آنکه نام یک کتاب باشد، توصیف وضعیت تزلزل و ضرب‌آهنگ زیستن انسان معاصر است. محسن باقری‌اصل، منتقد ادبی، در این یادداشت بررسی می‌کند که چگونه پروانه شیرازی با نگاهی جراحی‌گونه، پوسته‌ی وهم‌آلود مفاهیم سنتی عشق و وصال را می‌شکافد. در این نقد، می‌خوانیم که چگونه شاعر با عبور از ملال و مواجهه با خلاء، راهی جدید برای بازشناسی انسان تنهای امروز در آینه غزل می‌گشاید.»

محسن باقری اصل:


عنوان «در نوسان»، پیش از آنکه نام یک مجموعه غزل باشد، یک «تشخیص بالینی» از وضعیت انسان معاصر در اقلیمِ عاطفه است. پروانه شیرازی (لعیا) در این کتاب، نه با اتکا به سنت‌های کهن برای تزئین کلام، که با تیغی جراحی‌گونه به سراغِ پیکره‌ی مفاهیمی چون «عشق»، «وصال» و «عذاب» می‌رود تا پوسته‌ی وهم‌آلودِ آن‌ها را بشکافد.

وقتی صفحاتِ این کتاب را ورق می‌زنیم، پیش از هر چیز، با یک «چرخشِ ۱۸۰ درجه‌ای» در دیدگاهِ عاشقانه مواجه می‌شویم. ما عادت کرده‌ایم عشق را با هاله و قداست ببینیم، اما در جهانِ شعریِ شیرازی، عشق ناگهان از «امر مقدس» به «امری مشکوک» تغییر ماهیت می‌دهد. برای نمونه، او در غزلِ «موهوم است»، با صراحتی خیره‌کننده، تمامِ سازوکارهای عاشقانه‌ی کلاسیک را به چالش می‌کشد. شاعر در اینجا به جایِ آنکه در «غار تنهایی» پناه بگیرد، دیوارهای آن غار را با نورِ سردِ واقع‌گرایی روشن می‌کند. گویی او به مخاطب هشدار می‌دهد: «پیش از آنکه در رؤیای وصال غرق شوی، بدان که این نقشه، تکراری و پیش‌پاافتاده است.»


یکی از درخشان‌ترین نقاطِ قدرت در نگاهِ شیرازی، توانایی او در تفکیکِ «بودن» از «نمودن» است. یا در مثالی دیگر، در غزل شاخص «الکی است»، شاهد یک مانیفستِ تند و تیز علیه روابطِ ویترینی هستیم. شاعر در این قطعه، به شکلی بی‌رحمانه «وعده‌های شبانه» و «قسم‌های عاشقانه» را به نقد می‌کشد. او «پهلوانِ پنبه‌ایِ» عواطفِ دروغین را در میدانِ واژه‌ها به زمین می‌زند. این نگاه، فراتر از یک گله‌گزاریِ شاعرانه، نوعی «بیداری» است؛ دعوتی است برایِ خروج از پیله‌ی عادت.

اما «نوسان» در این جهان، به معنایِ تزلزل نیست؛ به معنایِ ضرب‌آهنگِ زیستن است. در غزل‌هایی مانند «بیرون بیا»، شاعر از موضعِ یک ناظرِ منفعل خارج می‌شود و به موضعِ یک «راهنما» تغییر مکان می‌دهد. او می‌داند که رهایی، هزینه‌ای دارد: عبور از ملال. او می‌داند که وقتی «در انتهای نبودن» هستیم، آغاز، معنایی جز مواجهه با خلاء ندارد.

شعرِ پروانه شیرازی، آینه‌ای است که غبارِ تقدس‌های دروغین را از چهره‌ی عشق می‌زداید تا بتوانیم در آن سویِ این تاریِ موهوم، حقیقتِ تلخ اما شفافِ انسانِ تنهایِ امروز را ببینیم. خواندنِ «در نوسان»، نه تجربه‌ی شیرینِ یک غزلِ کلاسیک، که تجربه‌ی تماشایِ فروپاشیِ یک بنایِ فرسوده و ساختنِ بنایی تازه بر ویرانه‌هایِ آن است. این یادداشت، دعوتی است به ایستادن در میانه‌ی این نوسان؛ جایی که شاعر، با شجاعت، تمامِ فریب‌ها را «الکی» می‌خواند تا شاید راهی به سویِ حقیقتِ لخت و عریانِ کلمات پیدا کند.


اتمام یادداشت/

اخبار پیشنهادی

برچسب ها: غزل محسن باقری اصل در نوسان پروانه شیرازی

اشتراک گذاری :

اخبار مرتبط

    نظرات


    لطفا نظرات خود را به فارسی بنویسید و از الفبای لاتین خودداری کنید.