آخرین ضربهی قلم؛
به گزارش خبرگزاری شعر ایران-تارنا: چهرهای چند وجهی در دنیای هنر و ادبیات ایران که در قامت شاعر، نویسنده، منتقد هنرهای تجسمی و روزنامهنگار میدرخشید، شنبه ۱۴ شهریور پس از یک دوره بیماری دشوار، آخرین نفسهایش را کشید و از میان ما رفت. این هنرمند که پیش از این در پی جراحی در بیمارستان بستری شده و در دوم خرداد مرخص گشته بود، در نهایت تسلیم بیماری شد. خانواده وی اعلام کردند که پس از مراسم تشییع، منزل این استاد عزیز به مدت هفت روز به روی تمام دوستداران و علاقهمندان باز خواهد بود تا یاد ایشان را گرامی بدارند.
این ادیب برجسته در ۲۲ مهر ۱۳۱۸ در شهر قزوین چشم به جهان گشود و مسیر تحصیلی خود را با تحصیل در رشته حقوق و کسب دکترای اقتصاد از دانشگاه تهران به اوج رساند. او در همان دوران جوانی، فعالیتهای حرفهای خود را در وزارت فرهنگ و هنر آغاز کرد و بهطور مستمر در مسیر نویسندگی و روزنامهنگاری گام برداشت. مجابی با تکیه بر دانش گسترده و نگاه تحلیلگرانهاش، توانست جایگاه ویژهای در فضای فرهنگی ایران دست یابد و صدای اثرگذاری در محافل ادبی و هنری کشور باشد.
او سالها دبیر بخش فرهنگ و هنر روزنامهی «اطلاعات» بود و با مجلاتی پیشرو و تاثیرگذار همچون فردوسی، جهان نو، خوشه، آدینه و دنیای سخن همکاریهای نزدیک داشت. مجابی در سیر تکاملی نویسندگی خود، مدتی بعد تمرکز اصلیاش را بر خلق رمان و شعر گذاشت و در چهار دهه اخیر، آثاری ماندگار در این دو حوزه خلق کرد. او توانست میان دنیای سخت روزنامهنگاری و دنیای لطیف ادبیات توازنی ایجاد کند که برای بسیاری از نویسندگان همعصرش دستنیافتنی بود.
جواد مجابی تنها به کلمات بسنده نکرد و به عنوان یکی از مطرحترین منتقدان حوزه هنرهای تجسمی، آثاری تحلیلی و عمیق در این زمینه به جای گذاشت. او در کنار نقد، در عرصهی نقاشی و کاریکاتور نیز دست به خلق آثار متعددی زد و با نگاهی تیز و طنزآلود، جهان را به تصویر کشید. به دلیل درونمایهی خاص آثارش، او به عنوان یکی از طنزپردازان برجسته ایران شناخته میشد که میتوانست تلخیهای زندگی را با ظرافت طنز و هنر درآمیزد.
کارنامهی درخشان او با دریافت جوایز معتبری چون جایزه فروغ در سال ۱۳۵۴ برای روزنامهنگاری و جایزه بیژن جلالی در سال ۱۳۸۲ برای نقد تکمیل شد. همچنین جایزه آرش در جشنواره تیرگان سال ۲۰۰۸ در تورنتو، گواهی بر جهانی بودن نگاه و اثرات این منتقد هنری بود. او با این دستاوردها ثابت کرد که هنر او از مرزهای جغرافیایی فراتر رفته و در هر کجا که باشد، مخاطبانی مشتاق و منصف برای آثارش مییابد.
در میان آثار گهربار او، نامهایی چون «شناختنامه احمد شاملو»، «شناختنامه غلامحسین ساعدی»، «بنفشههای سراشیب»، «ایالات نیستدرجهان»، «سرآمدان هنر نو» و «آینه بامداد» میدرخشد. او با نگارش این آثار، نه تنها به ثبت تاریخ هنر و ادبیات پرداخت، بلکه دریچههای تازهای را به روی مخاطبان گشود تا با ابعادی ناشناخته از بزرگان هنر آشنا شوند. اکنون میراث کلمات و رنگهای او، تنها یادگاری است که برای نسلهای آینده از این انسان جامعالاطلاع باقی مانده است.
اتمام خبر/
برچسب ها: جواد مجابی