1405/8/8   اشعار   کدخبر: 23495   نظر: 2   بازدید: 3031   خبرنگار: زهره رضوانی چاپ

از میان آیینه‌ها تا آسمان؛

شعری برای نخستین بانوی شهید صنعت موشکی ایران

شعری برای نخستین بانوی شهید صنعت موشکی ایران

شعر «میان محفل آیینه‌داران» سروده مهسا سبزیان، با بازخوانی زندگی و جایگاه علمی شهیده مهسا طاهری، نخستین بانوی شهید صنعت موشکی ایران

به گزارش تارنا-شهیده مهسا طاهری، متولد آبان ۱۳۷۲ در اراک، دانشجوی دکتری رشته شیمی‌فیزیک دانشگاه تربیت مدرس و از نخبگان علمی کشور بود که در جریان حملات اسفند ۱۴۰۴ به شهادت رسید. او در سال‌های فعالیت علمی خود در پروژه‌های مرتبط با فناوری موشکی مشارکت داشت و پژوهش‌هایی در زمینه مواد و پوشش‌های مورد استفاده در این حوزه، از جمله ویژگی‌های حرارتی و رادارگریزی، انجام می‌داد. پیکر او پس از شناسایی از طریق آزمایش DNA به زادگاهش منتقل شد و در گلزار شهدای اراک به خاک سپرده شد.

قطعه شعر «میان محفل آیینه‌داران» برگرفته از مجموعه‌شعر «آیینه‌دار» است؛ مجموعه‌ای که نام خود را از همین سروده گرفته است. مهسا سبزیان، شاعر این اثر که هم‌نام شهیده مهسا طاهری است، در این سروده با بهره‌گیری از مضامین دینی، عاطفی و انقلابی، به بازتاب ابعاد شخصیتی و علمی این شهیده پرداخته و تلاش کرده است یاد او را در قالب زبانی شاعرانه و سرشار از ارادت زنده نگه دارد.

این شعر، روایتی ادبی از پیوند علم، ایمان، تلاش و شهادت است؛ روایتی که در آن شاعر با زبانی احساسی، تصویری از زنی جوان و پژوهشگر ارائه می‌دهد که زندگی خود را در مسیر دانش و خدمت سپری کرد. خبرگزاری شعر ایران ـ تارنا برای نخستین بار متن کامل این سروده را منتشر می‌کند.


شعر «میان محفل آیینه‌داران»


میان محفل آیینه‌داران
تو را دیدم که نور شمع بودی


نشان پیکرت اثبات این بود
که تو عاشق‌ترین جمع بودی


تو بودی مظهر علم و تعلم
که با عطر حرم پیوند خورده


کمک کن تا که هم‌رنگ تو باشم
دلم بر نام تو سوگند خورده


همین حالا که با یادت نشستم
نوشتم از تو، کاغذ جان بگیرد


مرا مهمان شعر نیمه‌شب کن
وجودم، معنیِ انسان بگیرد


کلام روشنت در یاد من هست
که گفتی «غم مخور از روزگاران


کنارت مهدی زهراست! بنگر!
همیشه در پناهش، خیلِ یاران»


نوشتی از غم دوری و دیری
از آن جهد و تلاش بی توقف


دعایم کن که باشم من شبیهت
زلال و صاف و ناب و بی‌تکلف


همیشه در دلت امید دیده
هرآن‌کس که کنار تو قدم زد


برای عزت اسلام و میهن
تلاش تو چه تقدیری رقم زد


قلم دستت گرفتی آسمان را
به فام خون سرخت رنگ کردی


نه با تیر و نه با ضرب گلوله!
به سبک خود عزیزم! جنگ کردی


نترسیدی، میان سختی و غم
تو نام دیگر لبخند بودی


در آخر همچون آقای شهیدت
تو ای مهسا سعادتمند بودی!»


اتمام شعر/

اخبار پیشنهادی

برچسب ها: شعر مهسا سبزیان

اشتراک گذاری :

اخبار مرتبط

    نظرات


    لطفا نظرات خود را به فارسی بنویسید و از الفبای لاتین خودداری کنید.