در روایت داستانی او، لیلا، زنی بیوه که پس از مرگ همسرش تیمور در خانهای قدیمی در تهران زندگی میکند، با اجاره دادن سوئیت حیاط خانهاش به زنانی با سرگذشتهای متفاوت، ناخواسته با جهان پیچیده و پرماجرای زندگی آنان روبهرو میشود. رستا، دختر جوانی که برای تحقق رویای خود عازم فرانسه است، ماجان، زنی داغدیده و هورسا، زنی که در جستوجوی همسر ناپدیدشدهاش به سر میبرد، هرکدام با خاطرات، رنجها و امیدهای خود وارد زندگی لیلا میشوند.
در کنار این زنان، خاطره ماهرو، دوست قدیمی لیلا که با بیماری آلزایمر دستوپنجه نرم میکرد، همچنان در ذهن و زندگی او حضور دارد. همنشینی با سرگذشت مستأجران، لیلا را بهتدریج از انزوای شخصی بیرون میآورد و نگاهش را به مفاهیمی چون مهاجرت، جدایی، فقدان و رنجهای پنهان زنان تغییر میدهد. با رفتن رستا، لیلا بار دیگر معنای جدایی را تجربه میکند؛ اما این بار با شناختی عمیقتر از آرزوها و انتخابهای زنانی که برای مدتی از خانه او عبور کردهاند.
این روایت، خانه لیلا را به محل تلاقی خاطرهها، فقدانها و امیدها تبدیل میکند؛ فضایی که در آن، زنان با وجود تفاوت در تجربهها و سرگذشتهایشان، در جستوجوی راهی برای ادامه زندگیاند.
فیروززاده همچنین دورههای پیشرفته داستاننویسی و نقد داستان را در کارگاههای سیامک گلشیری و دوره نویسندگی را در مؤسسه مشق هنر نزد مهدی یزدانیخرم گذرانده است. او عضو هیئت تحریریه نشریه «مبتلا» و عضو باشگاه کتابخوانی نخبگان ایران و باشگاه کتابخوانی نشر چشمه است و مطالعه و نوشتن ادبیات را بخش جداییناپذیر زندگی خود میداند.
پایان خبر/
برچسب ها: ویدا فیروززاده