1403/3/25   شعر امروز   کدخبر: 2896   نظر: 0   بازدید: 4348   خبرنگار: دانیال فتحی لاطران چاپ

سخنگاه یک ایرانشناس؛

محمدعلی عزت زاده: علیرضا شجاع پور مانند فردوسی ایرانشناسی را به نظم کشیده است

علیرضا شجاع پور مانند فردوسی ایرانشناسی را به نظم کشیده است

سخنرانی تخصصی محمدعلی عزت زاده ایرانشناس در باب هویت ایرانی و چیستی جهان بینی اشعار علیرضا شجاع پور در ایستگاه رسانه ای تارنا که در سی و پنجمین نمایشگاه بین المللی کتاب تهران به انجام رسید.

به گزارش خبرگزاری شعر ایران_تارنا: محمدعلی عزت زاده دبیر اجرایی نخستین کنگره ملی ایرانشناسی در ایستگاه رسانه ای تارنا در ارتباط با مفهوم ایرانشناسی و هویت ایرانی بیان کرد:

ماهیت ایرانی عبارت است از مجموعه ای از ویژگی هایی که نشان دهنده ایرانی بودن هستند. در رابطه با هویت ملی نظریه پردازی هایی شده و عناصری را به عنوان موارد بنیادین در نظر گرفتند. برای ملت های کهنی مانند ایران چهار عنصر اصلی را می توان در نظر گرفت که یکی تاریخ مشترک است، تاریخ هموند بین  انسان هایی است که تشکیل دهنده آن جامعه هستند. دیگری جغرافیای مشترک است، یعنی سرزمینی که در آن زندگی می کنند. تاریخ و خاطرات مشترک روی هویت انسان ها و ناخودآگاه آنان اثر می گذارد و هنگامی که از آن آگاه باشند اثر گذاری بیشتری دارد.


آرتور دوگوبینو شاعر و خاورشناس فرانسوی که حدود دو قرن پیش به ایران آمده بود و به روستاهای مختلفی از کشور در آن زمان مطرح کرد: هر روستایی ایرانی یک احساس اشرافی دارد و تفکری دارد که آبا و اجدادش سلاطین زمین بودند که این اثر تاریخ بر هویت و ناخوداگاه است. 

فرهنگ که خود مفهوم پیچیده و گسترده ای دارد یکی دیگر از عناصر هویت است. فرهنگ ایرانی یکی از عناصر مهم هویت ایرانی است که مفاهیم بزرگی مانند اندیشه، فلسفه، عرفان و دین را در در کنار مفاهیم دیگری چون آیین ها و آداب و رسوم و جزییات مردم شناسی را در خود جای می دهد.


اما مهم ترین رکن هویت ایرانی که همه پژوهشگران برآن اتفاق نظر دارند، زبان است. در ملت های دیگر هم زبان یکی از موارد مهم هویت ملی است اما زبان فارسی به دلیل ویژگی های خاصی که دارد باعث می شود اهمیتش در باب هویت ایرانی بیشتر باشد. یکی از ویژگی های مهم آن این است که حدود 2600 ساله از دوره هخامنشیان، زبان فارسی زبان مشترک و ملی ما ایرانی ها است. زبان فارسی در فرایند سه نسل پوست انداخته و تغییر کرده و در نهایت تکامل یافته، و این فرآیند باعث شده که یکی از کامل ترین زبان های دنیا باشد. به طور مثال تلفظ و بیان واژگان در آن بسیار راحت است. ویژگی دیگر این است که زبان فارسی یکی از مهم ترین شاخص ایرانی بودن به حساب می آمده حتی در زمانی که کشور ایران وجود نداشته و ایران مغلوب خلفای عرب شده بود.




وقتی حکیم ابوالقاسم فردوسی از ایران سخن می گوید، در واقع دارد به ایران باستان و مفهوم ایران اشاره می کند. زبان فارسی است که توانسته ایران را پاسداری کند تا زمانیکه صفویان روی کار آمدند و ایران را  به وجود آوردند. 

شاعرانی بزرگ ،مورخان و نویسندگان و دانشمندان بسیاری با استفاده از زبان فارسی توانستند این فرهنگ را حفظ کنند. به درستی ویژگی مهم سوم زبان فارسی ، محتوایی است که زبان فارسی انتقال داده، یعنی اندیشه ایرانی، علم و تاریخ، حکمت و عرفان ایرانی که مفاهیم بسیاری برای هویت ایرانی است .


عزت زاده در رابطه با وضعیت خلق اشعار میهنی با مضامین هویت ایرانی و میهن پرستی افزود:

بعد از صدور مشروطیت اشعار میهنی توسط شاعران سروده می شد و غلیان ملی وجود داشت. یعنی می توان گفت بعد از قرن ها از زمان فردوسی تا دوره قاجار و با بروز انقلاب مشروطه احساس ملی دوباره در ایرانیان نمود پیدا کرد و اشعار میهنی و حماسی رواج پیدا کرد و بر جامعه اثر گذاشت. ملک الشعرای بهار و عارف قزوینی، نسیم شمال و فرخی یزدی افراد شاخصی در سرودن اشعار میهنی در آن دوران هستند. بعد از آن شعر میهنی رونق سابق را پیدا نکرد و افراد کمی مانند مهدی اخوان ثالث بودند که به مفاهیم ایران به شکل عمیق و خاص می پرداختند.

علیرضا شجاع پور از معدود شاعران معاصر ایران است که سرودن شعر میهنی برای او در الویت قرار داشت. شجاع پور بعد از آنکه در دوره نوجوانی و جوانی اشعار عاشقانه می سرود به مرور و رفته رفته از آن مضمون جدا شد و در سرودن شعر تنها به مفاهیم هویت ایرانی و ایرانشناسی به شکل پر رنگ می پرداخت.

ایرانشناسی علمی است که به شناخت تمدن و فرهنگ و همه داشته های هویت ایرانی می پردازد. جستجوی عناصر و واکاوی هویت ایرانی در شعر علیرضا شجاع پور دقیقا کاوش ایرانشناسی او است. به تعبیری ایشان مانند فردوسی، ایرانشناسی را به نظم کشیده است. فردوسی در زمان خودش و شجاع پور هم در دوران ما این کار را انجام داده است.

شجاع پور از کودکی با توجه به مفاهیم سنگین شاهنامه، با اثر فردوسی انس و الفت پیدا کرده است. شجاع پور همه قالب های شعر فارسی را تجربه کرده و در همه گونه ها و حتی در قالب نو شعر سروده است. برای مثال این شعر لشکرکشی پیر طوس است. شجاع پور در این شعر فردوسی را به سردار و سپهداری تشبیه کرده که لشکر شعر کشیده است:


لشکرکشیده است بیش از هزار سال پیش از این

بیش از هزار سال از این پیش پیرطوس

صف پشت صف کشیده به میدان کارزار

پایدار و ماندگار در چشم صف شمار شش بار ده هزار


او در این شعر اشاره دارد به شصت هزار بیتی که فردوسی سروده که هم اکنون ما پنجاه و چهار هزار بیت از آن را داریم.

استاد شجاع پور شعر خود را به مضامین و نکاتی مهمی در باب هویت ایرانی مزین کرده است. نخستین چیزی که در هویت انسان مهم است، نام می باشد. مهم ترین عنصر هویتی ایران، خود نام ایران است. به نظر من یکی از ارزش های بزرگ شاهنامه این است که بیشتر از هر اثر ادبی ایرانی بیش از هزار و هفتصد بار نام ایران را آورده است. به نوعی همین  یک مورد به تنهایی ایران را زنده نگهداشته و این موضوع بی نظیراست.

علیرضا شجاع پور هم در آثار خود نام ایران را بسیار بلند و زیبا می آورد.او یک مثنوی زیبا با نام ایران سروده است که علیرضا عصار آن را دکلمه و اجرا کرده است:




اي وطن اي مادر تاريخ ساز

اي مرا بر خاک تو روي نياز

اي کوير تو بهشت جان من

عشق جاويدان من ايران من

اي ز تو هستي گرفته ريشه ام

نيست جز انديشه ات انديشه ام

آرشي داري به تير انداختن

دست بهرامي به شير انداختن

کاوه آهنگري ضحاک کش

پتک دشمن افکني ناپاک کش

رخشي و رستم بر او پا در رکاب

تا نبيند دشمنت هرگز به خواب

مرزداران دليرت جان به کف

سرفرازن سپاهت صف به صف

خون به دل کردند دشت ونهر را

بازگرداندند خرمشهر را

اي وطن اي مادر ايران من

مادر اجداد و فرزندان من

خانه من بانه من توس من

هر وجب از خاک تو ناموس من

اي دريغ از تو که ويران بينمت

بيشه را خالي ز شيران بينمت

خاک تو گر نيست جان من مباد

زنده در اين بوم و بر يک تن مباد

وطن يعني همه آب و همه خاک

وطن يعني همه عشق و همه پاک

به گاه شير خواري گاهواره

به دور درد پيري عين چاره

وطن يعني پدر مادر نياکان

به خون و خاک بستن عهد و پيمان

وطن يعني هويت اصل ريشه

سر آغاز و سر انجام و هميشه

ستيغ و صخره و دريا و هامون

ارس زاينده رود اروند کارون

وطن يعني سراي ترک تا پارس

وطن يعني خليج تا ابد فارس

وطن يعني دو دست از جان کشيدن

به تنگستان و دشتستان رسيدن

زمين شستن ز استبداد و از کين

به خون گرم در گرمابه فين

وطن يعني اذان عشق گفتن

وطن يعني غبار از عشق رفتن

وطن يعني هدف يعني شهامت

وطن يعني شرف يعني شهادت

وطن يعني گذشته حال فردا

تمام سهم يک ملت ز دنيا

وطن يعني چه آباد و چه ويران

وطن يعني همين جا يعني ايران

وطن يعني رهايي ز آتش و خون

خروش کاوه و خشم فريدون

وطن يعني زبان حال سيمرغ

حديث جان زال و بال سيمرغ

سپاه جان به خوزستان کشيدن

شهادت را به جان ارزان خريدن

نماز خون به خونين شهر خواندن

مهاجم را ز خرمشهر راندن

وطن يعني اذان عشق گفتن

وطن يعني غبار از عشق رفتن

وطن يعني هدف يعني شهامت

وطن يعني شرف يعني شهادت

وطن يعني گذشته حال فردا

تمام سهم يک ملت ز دنيا

وطن يعني چه آباد و چه ويران

وطن يعني همين جا يعني ايران

 




اتمام خبر/

اخبار پیشنهادی

برچسب ها: خبرگزاری شعر تارنا فردوسی سایت شعر شعرکلاسیک شاهنامه فردوسی محمدعلی عزت زاده علیرضا شجاع پور شعر وطن ایرانشناسی شعر میهنی

اشتراک گذاری :

مطالب مرتبط